ناوچه غرق شد و مشکلات ناوگان دریای خزر باقی ماند

11:41:49 1396-11-04

تبلیغات قدرت نظامی خوب است. اما بهتر است که این تبلیغات واقعیتی داشته باشند.

ناوچه غرق شد و مشکلات ناوگان دریای خزر باقی ماند


تبلیغات قدرت نظامی خوب است. اما بهتر است که این تبلیغات واقعیتی داشته باشند.  مقامات ما مدت ها است که ادعا می کنند که ناوگان ایران به ویژه ناوگان دریای خزر - قوی ترین ناوگان منطقه هستند، اما اخیران همه شاهد دروغ بودن این ادعا ها شدند. طوری که اخیرا در دریای خزر بزگترین ناو جنگی دماوند غرق شده و سه نفر کشته شده و یک نفر مفقود شده است. ناو هواپیمابر در طی طوفان در میان سنگ‌های موج‌شکن بزرگترین پایگاه نیروی دریایی ایران در بندر انزلی گیر کرده و بخش‌های زیادی از بدنه آن به زیر آب رفته است.  ولی این تنها بخشی از مشکل است، زیرا مقامات به موقع کمک های لازم را انحام ندادند و در نتیجه  سه نفر کشته شد و ناوچه جدید نه تنها از میان سناب گهای موج شکن بیرون نیاوردند، بلکه کشتی بیشتر در آب غرق شده است. زیرا تنها ساختارهای فوقانی و برج دفاعی اسلحه، بالای آب آمده است،  علاوه بر این - شکستگی در بخش بدنه کشتی بطور آشکار معلوم است. تمامی اینها نشانه این است که ناوچه از دست رفته است، زیرا اگر این کشتی را از بین سنگهای موج شکن بیرون نکشند، در نتیجه  طوفان و امواج بطور کامل تخریب خواهد شد ...

در حالی که دماوند یکی از بزگترین کشتی های جنگی ایران در دریای خزر بود و تولید ایران است که در ماه مارچ سال 2017 میلادی به نیروی دریایی تحویل داده شده بود. اما یک سال از تحویل آن نگذشته این ناو زیر آب است... این بی شک مشکل بزرگی است و عیب بزرگی در دستور کار نیروی دریایی کشور و کمبود در آموزش مناسب و سطح حرفه ای تیم و کاپیتان بوده است.  هم اکنون دوانی نیست که ملوانان ایرانی، آب و هوا را از رفتار پرندگان در دریای و سرعت باد را از روی رنگ غروب آفتاب تشخیص دهند. امروزه نیروهای دریایی هواشناسی را از طریق ماهواره ها و نمودار ناوبری، باید طوفان را پیش بینی می کردند و ناوچه را به مکان امن می بردند و کارهای ایمنی را انجام می دادند. اما نه، برای کسی کشتی و خدمه  آن مهم نبوده است....


طبیعی است که این وضعیت اضطراری نشان دهنده مشکلات موجود در نیروی دریایی ایران بوده است. همچنین چنین حوادث زمانی که رخ می دهد، رادارها این را نشان می دهند و اشتباهات ناوبری رخ می دهد، ما در خلیج فارس زیاد شاهد این شده ایم.  اما در خزر ... ما باید عاملان این اتفاق را پیدا کنیم و اما من هنوز نمیبینم که مقامات دنبال این کار باشند. البته این واقعیت تعجب آور نیست. زیرا اگر عمیق تر فکر کنیم، می بینیم که دماوندی که مقامات به عنوان یک ناوچه بی نظیر نمایش می دادند، در عمل کپی ناوچه VOSPER MK 5 ساخت بریتانیا که در اوایل سال 1970 میلادی مربوط می شد، است. فرق آنها تنها در تجهیزات داخلی و سلاح های مدرن تر است.  اما همانطور که میبینید تجهیزات و رادارها نتوانستند  ناوچه را از دست کاپیتان بی تچربه و طوفان نجات دهند.

اما حتی در این وضعیت مقامات ما دروغ می گویند و می گویند که خسارت ناشی از کشتی ناچیز است و در یک زمان کوتاه از بین برده خواهد شد. چه خسارت ناچیز ؟ وقتی که کشتی بیشتر از نصف آن در آب فرو رفته است. این نیز بدان معنی است که  برای برطرف کردن این مشکل نیاز به مدت زمان طولانی و هزینه های زیادی است. همچنین باید طوری فعالیت کرد که بخش شکسته شده کشتی از آن جدا نشود و در آب بطور کامل فرو نرود.

بنابراین فرماندهان نیروی دریایی تاوان اشتباهات خود را می دهد. زیرا ما سالها است که ناوگان خزر را به طور ویژه پرورش میدهیم تا بتوانیم بر کشورهای همسایه شمالی خود به ویژه آذربایجان و ترکمنستان فشار بیاوریم. حضور ناوچه دماوند ، کشتی جهار موشکی مثل سینا - پیکان، جوشن، درفش و سپر در خزر برای اجرای سیاست تهاجمی خود نسبت به همسایگان خزر البته به جز، روسیه بوده است.

اما این یک اشتباه بزرگ بوده است. زیرا حتی این مسابقه تسلیحاتی به ما اجازه نداد از لحاظ قدرت ناوگان به روسیه نزدیک شویم. به این ترتیب، روشن می شود که مقامات های ما در درجه اول به دنبال اهداف سیاسی هستند. ایران می خواهد نشان دهد که پس از روسیه از لحاظ قدرت نظامی در خزر دوم است. اما زمانی که داریم ناوچه قدیمی انگلیس را کپی می کنیم، همان ترکمنستان از روسیه دو موشک جدید پروژه قایق 12418و هر یک از آنها دارای 16 موشک های ضد کشتی "اوران-E"، که از لحاظ نظری می تواند تمامی کشتی های ایرانی را به زیر آب بفرست را خریداری کرده است. درباره جمهوری آذربایجان که کل سخن نمی گویم، چون این کشور دارای نیروی دریایی قدرتمند، ناوشکن های مدرن و همچنین قایق های گشت زنی به طور فعال در حال ساخته شدن است و همچنین موشک های ضد کشتی دارا هستند. همچنین دارای کشتی های گارد ساحلی هستند.


علاوه بر این نه تنها ارتش بلکه حقیقت های سیاسی نیز تغییر کرده اند. زیرا هم اکنون بسیاری از اصول کنوانسیون آینده در مورد وضعیت دریای خزر توافق شده است و تمامی شانس ها برای رسیدن به توافق در سال 2018میلادی وجود دارد. ایگور برات جیک اف نماینده ویژه رئیس جمهور در تعیین مرزهای روسیه گفت که در حال حاضر تمامی نکات مهم تعیین مرزهای خزر به توافق رسیده شده است، در این توافقنامه به خوبی نیازهای همه پنج کشور متعادل است و حق کسی نقض نشده است.

بنابراین، تمام مشکلات در خزر می تواند بکمک کنوانسیون خل شود و دریای خزر به عنوان دریایی دوستی و همسایگی هماهنگ حفظ شود. چرا کشور ما برای حضور نیروی دریایی در خزر این همه هزینه کرده؟ برای انجام یک سیاست تهاجمی؟ این یک سوال بزرگ است. سوال دیگر این است که چرا یک ناوچه مدرن در دریای را از دست دادیم چرا  مقامات این را از مردم پنهان می کنند؟ و در نهایت، آیا کسی از مقامات جواب گوی این اتفاق خواهد بود؟

محمد شمس

REALIRAN.net
برای برقراری ارتباط با نویسنده مقاله میتوانید به این ایمیل مراجعه نمائید: [email protected]