روند جدید اعتراضات عمومی در ایران: «کشف حجاب»

14:48:33 1396-11-18

پس از تطاهرات اخیر در ایران، افراد عاقل درک می کنند که کشور ما در حال تغییر است، آن چیزی که اتفاق می افتد این است که مردم دیگر نمی خواهند مانند قبل زندگی کنند.

پس از تطاهرات اخیر در ایران، افراد عاقل درک می کنند که کشور ما در حال تغییر است، آن چیزی که اتفاق می افتد این است که مردم دیگر نمی خواهند مانند قبل زندگی کنند. و حالا این روند تغییر ادامه دارد، اما در فرمت جدید. در نتیجه یک شوک واقعی برای ایرانیان، اعتراضات زنان جوان علیه حجاب، بود که همه ما در خیابان های تهران شاهد آن شدیم. بله، هم اکنون این اعتراضات بسیار کوچک بودند و اما این از ارزش آن کم نمی کند. اما باید گفت که در طول اعتراضات جمعی، جمعیتی بطور گروهی متحد شده اند و اعتراض می کنند و اما در رابطه با حجاب، تنها بخشی از زن ها این عمل را انجام می دهند و مسئولیت این اقدامات را به طور جداگانه بر دوش می گیرند.  اینجا همچنین بسیار مهم است که زنان ما که در جامعه اغلب شجاعت ندارند، هم اکنون به طور آشکار نه تنها علیه مقامات، بلکه در مقابل آخوندها هم ایستاده اند. این بی شک نه تنها روند جدید اعتراضات مردم است، بلکه یک چالش جدی در مقابل مقامات است. چالشی که حامیان آن روز به روز افزایش می یابند. اخیران چند زن با سر وصدا بلند بر روی غرفه های ترانسفورماتور در خیابان های تهران رفته و حجاب خود را برداشته و مثل یک پرچم تکان می دادند. این عمل را نباید دست کم گرفت و یا مانند رسانه های داخلی پوشش داد، زیرا این اقدام زنان های ایران در مقابل حجای زوری، برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی بوده است!

ادامه دهندگان راه فعالانی که در چند ماه پیش علیه حجاب برخواسته بودند- ویدا موحد زن 31 ساله مادر نوزاد 19 ماهه روسری خود را بر سر چوب کرد و آن را به عنوان پرچم تکان می داد- بیشتر و بیشتر می شوند. (ویدا یک ماه زندانی شد)،  گر چه افراد دیگر را نیز دستگیر می کنند و اما این جنبش روز به روز قدرتمند تر می شود. چرا؟ زیرا سفارش عمومی است، این رفتار زنان به دلیل خشم شخصی آنها نیست، بلکه باد ایجاد تغییرات به کشور ما هم رسیده و مردم را تحریک می کند. فکر می کنید این گونه نیست؟ پس چرا زنان نهران پی از دستیگی ویدا به عنوان حمایت از وی کنار این غرفه گل می گذاشتند؟ وضعیت در حال تعییر است هر چند برای رهبر پذیرفتن این سخت باشد. هم اکنون کسانی که در عموم حجاب نداشته باشند، بازداشت خواهند شد. اما بیشتر و بیشتر زن های زیبای ما از حق آزادی خود دفاع می کنند تا آنجا که می توانند، مثلا در خودروی شخصی خود حجاب را برمی دارند. 


واضح است که مقامات برای کاهش فعایت فعالان تلاش می کنند. به عنوان مثال، آنها از هکرها برای بستن صفحه شخصی مسیح علیژاد در فیس بوک که زیر شعاع «آزادی پنهان من» عکس های دختران ایرانی که کشف حجاب کرده اند را بخش می کند، استفاده می کنند. اما تمامی این تلاش ها بیهوده است – زیرا در حال حاضر صفحه وی بیش از یک میلیون بیننده دارد! چرا این اتفاق افتاد؟ چرا ایرانی ها بیشتر و بیشتر از حجاب نفرت دارند؟ از گفتگو با دوستان تهران، به این نتیجه می توان رسید که برای بسیاری از زنان ما، حجاب یک نماد تبعیض، فقدان حقوق، سرکوب شخصیت آنها، نقض حقوق آنها، ظلم و ستم علیه آنها تبدیل شده است. بی دلیل نیست که در شبکه های اینترنتی نظرات زیادی علیه حجاب زوری وجود دارد. این نیز تعجب آور نیست - زمانی که شما را مجبور به کاری می کنند که دوست ندارید و به دلیل رعایت نکردن آن مجازات می کنند، خواه نا خواه شما از آن چیز متنفر می شویند. حکومت ما به زنان حق انتخاب حجاب را ندادند، آنها زنان را مجبور به عمل این کار کرده اند. 

بنظر من، اجرای نمایش در غرفه های تهران تنها نقطه قله کوه یخی تظاهرات است که ما شاهد آن هستیم و بیشتر آن هنوز در زیر ضعف اصول اجتماعی پنهان است. به خیابان های تهران بروید و به اطراف نگاه کنید - همان اعتراضات بی معنی، اما نه کمتر قوی خواهید دید. این چیست؟ بسیاری از ایرانی ها حجاب را به صورتی که باید باشد، سر نمی کنند. آنها تنها یک شال کوچک بر سر خود میندازند که نصف موهاشون بیرون است و یا رنگ روسری هایشان بسیار روشن و جذاب است، استفاده می کنند و تعداد این افراد رفته رفته زیاد می شود! و این تنها یک چیز را نشان می دهد: آگاهی زنان در ایران در حال تغییر است، شاید به تدریج و اما برگشت ناپذیر است. حتی اگر این زنان دستگیر شوند، ممنوعیت های جدیدی به وجود می آورند، اما هیچ کدام اینها زنان را نمی ترساند. 

می توان تظاهر کرد که هیچ خلقی اعتراضی در میان زنان وجود ندارد، اما این احمقانه است. کافی است که به فعالیت زنان در شبکه های اجتماعی نگاه کنیم، جایی که آنها به طور فعال به دنبال افرادی برای همدلی هستند، به دنبال متحد کردن و حمایت از یکدیگر در مبارزه علیه حجاب هستند. در نتیجه، زنان بیشتر و بیشتر متوجه می شوند که در اعمال و اهداف خود تنها نیستند.


بنظر من، آقایان کشورمان نیز در حال حاضر شروع به فهمیدن این موضوع کرده اند که ایرانی ها در چنین وضعیت نمی توانند زندگی کنند. برابری، احترام به زنان، احترام به حقوق آنها در همه جا باید بر اساس عرف عمومی شود. این زنان را به عنوان مجرمان نباید پنداشت وآنها را زندانی کرد! زیبایی زن های کشور من را نمی توان با هیچ حجابی پنهان کرد! من شاهد تغییراتی هستم که امید من به ایجاد تغییر رادیکال بیشتر می شود. دولت باید خاسته های زن های ما را در نظر بگیرد. تنها با ممنوعیت ها و دستگیری ها نمی توانند وضعیت را تغییر داد - باید به زنان گوش فرا داد و خواسته های آنها را شنید. 

محمد شمس

REALIRAN.net

برای برقراری ارتباط با نویسنده مقاله میتوانید به این ایمیل مراجعه نمائید: [email protected]