روح دموکراسی در مه دیکتانوری

14:20:54 1396-12-02

هفته در تهران باز صدای شلیک بلد شد. صدای اسلحه را شنیدم و به خیابان رفتم و دیدم که مردم روی زمین دراز کشیده اند و هر همه در حال فرار است. ا

هفته در تهران باز صدای شلیک بلد شد. صدای اسلحه را شنیدم و به خیابان رفتم و دیدم که مردم روی زمین دراز کشیده اند و هر همه در حال فرار است. از طرف دیگر پلیس ها با کلاه های آهنی و باتوم ها در دست دنبال مردم بودند و حتی یکی آنقدر عجله داشت که سر راه کلاهش افتاد. این وحشت آمیز بود و از سوی دیگر غم انگیز- من دوست ندارم در خیابان های تهران شاهد چنین صحنه هایی باشم! اما چه می توان کرد- آنچه در حال رخ دادن می باشد، واقعیت است. واقعیتی که با داستان هایی که دولت برای ما تعریف می کند، متفاوت است.

چرا پلیس علیه معترضان شلیک کرده است؟ چرا مجروح هان و بازداشت شدگان موجود می باشند؟ ماموران نظام به سوالات ما جواب نمی دهند. اما سه پلیس کشته و چند مجروح در این درگیری با اعضای دراویش گنابادی موجود بوده است. همچنین گفته می شود که بین معترضان جاسوسان آمریکا و اسرائیل موجود بوده است. واضح است که قضیه موجودی جاسوسان اسرائیلی و آمریکایی در این حادثه، پیاز داغ قضیه است.ولا بلافاصله تمامی معترضین را به عنوان «وطن فروش، دوستان صهیونیست ها» نامیدند و همچنین به طرز ماهرانه علت اصلی اعتراضات را مخفی می کنند. در خالی که دلیل این اعتراضات نفوذ خارجی نیست، بلکه سیاست احمقانه مقامات کشور ما است.
معترضین از مقامات خواهان توسعه وضعیت اقتصادی شهروندان هستند و به این دلیل هم اکنون خیلی ها حتی خواهان سقوط علی خامنه ای نیز می باشند. اما این افراد پیشرفته ای هستند که درک می کنند که اصلاحات اقتصادی بدون سیاست درست غیر قابل ممکن است - زیرا اقتصاد بطور مستقیم وابسته به سیاست است. دلیل شعارهای ضد دولتی نیز این است که از سال 2009 میلادی از دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد، آغاز شده اند. بنظر من این اتفاقی نیست- همانطور که به یاد داریم، احمدی نژاد در آغاز دوران ریاست جمهوری خود برای ایجاد نوعی اصلاحات تلاش می کرد. اما در دوره دوم ریاست جمهوری احمدینژاد، مردم فهمیدند که او هیچ گونه تغییرات مثبتی ایجاد نخواهد کرد. انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و احمدینزاد بطور رسمی رای آورد و برای بار دوم به عنوان رئیس جمهور کشور انتخاب شد. و چی؟
در چهار سال دوره ریاست جمهوری، احمدینژاد چه چیزی به ایران داد؟ تنها مشکلات جدید، ناامیدی ها، تحریم های بین المللی، کاهش سطح زندگی مردم و شورش های گرسنگی! احمدی نژاد خود را به عنوان یک ابر قدرت میدانست و اقدامات احمقانه مانند نمایشگاه های انکار هولوکاست برگزار می کرد که به جز تحریم های جدید به ایران چیز دیگری نداد. در نتیجه خامنه ای مجبور شد آستین بالا بزند و خود مشغول کار شود و در نتیجه به جای احمدینژاد روحانی به قدرت رسید- بله آقای روحانی تحصیل کرده، دموکراتیک تر، اصلاح طلب و مترقی بود. در واقعه ما اینگونه فکر می کردیم. اما متاسفانه به این دقت نکرده بودیم که پس از احمدینژاد هر کسی می تواند خوب بنظر برسد.  آقای روحانی با تمام مزایای خود که یکی از اصلی ترین آن ها، «توافق هسته ای» بوده است، نتوانست از دستورات علی خامنه ای خارج شود. منظور من شورش نیست، بلکه تلاش برای انجام سیاست مستقل خود است. متاسفانه آقای روحانی در دور دوم ریاست جمهوری خود به طور کامل از خامنه ای اطاعت کرد و در مورد تلاش برای ایجاد اصلاحات را فراموش کرد و بطور کورکورانه از سیاست خامنه ای اطاعت کرد.

بنابراین، تکرار اعتراضات سال 2009 میلادی در کشور، بی دلیل نیست. زیرا هم اکنون نیز مردم متوجه شده اند که دولت انتظارات آنها را فریب داده است. هیچ پیشرفت اقتصادی صورت نگرفته، هیچ گونه مشکلات در زمینه آموزش، سلامت، حمل و نقل، مسکن و مشکل بیکاری (به ویژه در میان جوانان) حل نشده است. در حالی که مردم پس از امضائ توافقنامه هسته ای امیدوار بودند که در آینده نزدیک شاهد تغییرات مثبت در زندگی خود خواهند بود. اما همانظور که میبینیم این تغییرات صورت نمی گیرند مگر اینکه در جیب ثروتمندان.

محمد شمس

REALIRAN.net

برای برقراری ارتباط با نویسنده مقاله میتوانید به این ایمیل مراجعه نمائید: [email protected]