مقامات ما پشت ارامنه درمی آیند: چه کسانی جمهوری آذربایجان را دشمنان داخلی می داند؟

19:20:38 1398-01-28

نگرش ناخوشایند مقامات کشور ما نسبت به آذربایجانی ها که تقریبا نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می دهند، غیر قابل توضیح و درک است.

نگرش ناخوشایند مقامات کشور ما نسبت به آذربایجانی ها که تقریبا نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می دهند، غیر قابل توضیح و درک است. واضح است که آنها درک می کنند که آذربایجانی ها، فارس نیستند و بلکه ترک هستند و بخش شمالی کشور می تواند از ایران جدا شود و به جمهوری آذربایجان که یک کشور دموکراتیک پیشرفته که راه مسیر اروپایی را انتخاب کرده است، بپیوندد. اما من نمی دانم چرا مقامات ما در این مبارزه، از ارمنی ها حمایت می کنند و با این کار خود وضعیت را بیشتر پیچیدتر می سازند. بر اساس منطق آنها، با این کار می خواهند از ارمنستان در مخالفت با آذربایجان حمایت کنند. اما این یک سیاست احمقانه و بی  منطق است. این ممکن است در اوایل سال 1990 میلادی قرن بیستم، زمانی که آذربایجان ضعیف و در آستانه یک جنگ داخلی بود، معنایی داشت. اما در سال 1993 میلادی پس از آمدن حیدر علی اف رئیس جمهور سابق جمهوری آذربایجان به پست ریاست جمهوری این کشور، همه چیز تغییر کرد. اکنون آذربایجان تحت رهبری الهام علی اف در حال توسعه است، این کشور دارای ارتش واقتصاد قوی و همچنین یک کشور دموکراتیک و جهانی است.


بدون شک، ریشه همه نگرش های بد مقامات ما نسبت به آذربایجان دقیقا در این مورد پنهان است. حتی حقیقت این که اکثر مقامات ترک هستند نیز وضعیت را تغییر نمی دهد. افسوس، آنها عوامل ملی را به یک عامل قدرت فروختند. از این رو دستگیری های اخیر آذربایجانی ها به دلیل شرکت در اعتراضات ضد ارمنی پس از سفر نیکولای پاشینیان که در طی سفر خود به ایران در زمینه پوستر، «قره باغ – این ارمنستان است و بس» سلفی گرفت، آغاز شده است! در حالی که پاشینیان عکس تحریک آمیز گرفته بود. اما مقامات ما به وی یک کلمه هم نگفتند. اگر چه مقامات ما می توانستند به دلیل این عکس که نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان در طی سفر خود به تهران در دیدار با جامعه ارامنه در مقابل یک سالن که در بالکن آن پوستری که روی آن نوشته شده بود: «قره باغ – این ارمنستان است و بس» یک تذکر دیپلماتیک به ارمنستان بدهند. زیرا ظاهرا پاشینیان از قلمرو ایران به عنوان یک پلت فرم برای تحقق آرمان های سیاسی خود استفاده می کند و به عنوان یک مکان برای تحریک و تضعیف روابط دوجانبه بین ایران و آذربایجان تلاش می کند.


به نظر می رسد که مقامات باید این را باید به موقع متوجه می شدند و از آن جلوگیری می کردند. اما نه! برعکس 29 فعال آذربایجانی را به دلیل شرکت در اعتراضات ضد ارمنی، دستگیر شدند. یادآوری کنم که بیش از 50 هزار آذربایجانی که برای دیدن مسابقه بین تراکتور سازی و سپاهان (اصفهان) رفته بودند، تظاهرات آرامی برگزار کردند و پرچم آذربایجان را بالا بردند و شعار دادند که «قره باغ مال ما هست و خواهد بود» و از ارمنستان خواستار آزادی سرزمین های اشغالی آذربایجان شدند. همچنین، افراد ناشناس دیوارهای باشگاه فوتبال آرارات را با شعارهای "قره باغ بخشی جدایی ناپذیر آذربایجان است" نوشته اند. 


علاوه بر این، آذربایجانی هایی که در جریان تظاهرات بازداشت شده اند مورد شکنجه قرار می گیرد. مثلا برای من، عکس احسان اسما الله یک فعال جوان آذربایجانی را فرستاده اند. در دو تا از آن وی در تظاهرات با پرچم آذربایجان و پرچم باشگاه فوتبال تریزر تراکتورسازی، فیلم برداری شده است. در عکس سوم، وی رو به دیوار ایستاده و در پشت وی جای  ضربه شلاق موجود است. به این طریق بی رحمانه، مقامات سعی می کنند آذربایجان را آرام کنند! این ظالمانه است! پس از چنین جنایت ها، روحانی و خامنه ای هنوز در مورد تلاش برای دموکراسی سخن می گویند؟


تمام این سرکوب آذربایجانی ها، لغو شعارهای آذربایجانی ها در استادیوم ها به نفع ما نیست. آذربایجان نه تنها همسایه شمالی ما است، بلکه این کشوری است که همیشه در طول سالهای گذشته از ایران حمایت کرده است. همه می دانند که در دوران ریاست جمهوری بوش ریئس جمهور سابق ایالات متحده، آذربایجان را تحت فشار زیادی قرار داد بود که این کشور باید یک پلت فرم برای تجاوز نظامی آمریکا به ایران، در اختیار آمریکا بگذارد. اما به لطف سیاست آذربایجان، این اتفاق رخ نداد و ایران ضربه ای ندید. 


اما آذربایجان در عوض چه دریافت کرد؟ فشار دائم بر آذربایجانی ها که در ایران زندگی می کنند. گرچه رسما باکو همیشه و در همه جا بر تمایل خود برای حمایت از تهران تأکید دارد. علاوه بر این، آذربایجان پروژه حمل و نقل بلندپروازانه شمال و جنوب را آغاز کرده است و به طور کامل تصویر لوژستیک منطقه را تغییر داده است. آذربایجان در هیچ ائتلاف های ضد ایرانی شرکت نمی کند. برعکس، باکو همکاری با تهران را نه تنها در قالب دوطرفه بلکه در فرمت های مسکو-باکو-تهران و آنکارا-باکو-تهران-اسلام آباد هم گسترش می دهد. تایید دیگر همکاری واقعی این واقعیت است که در سال گذشته توافق درباره تقسیم دریای خزر به امضاء رسید ...


در این وضعیت، تصمیم مقامات ما برای نشان دادن عشق شهوانی به ارمنستان از طریق فشار آوردن بر آذربایجانها یک تصمیم احمقانه بیش نیست. نه تنها حماقت، بلکه همچنین کوتاهی بینی در سیاست است. زیرا ترامپ بطور آشکار در حال تشکیل یک ائتلاف قدرتمند ضد ایران است - ایالات متحده، اسرائیل، عربستان سعودی، کشورهای عربی خلیج فارس را جمعآوری می کند... این یک تهدید واقعی است، زیرا چنین ائتلافی می تواند به طور جدی وضعیت در کل خاورمیانه را بی ثبات کند و مرزهای غربی کشور را به بی ثبات کند. در این وضعیت، برعکس، باید روابط با همسایگان را محکمتر کرد، همچنین شمال ایران همواره یک مکان آرام بوده است. چرا آن را باید با ایجاد یک درگیری با آذربایجان به جایی دیگر از تنش تبدیل کرد؟ بنظر من، این اشتباه است. رژیم آخوندی ما باید به طور جدی در مورد این فکر کند و درک کند که بهتر است شمار دوستان را به جای دشمنان، افزایش داد. 

میر مصطفوی

REALIRAN.net

برای برقراری ارتباط با نویسنده مقاله میتوانید به این ایمیل مراجعه نمائید: [email protected]